...عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند...تقدیم به صبورترین و مهربانترین وفداکارترین همسفر دنیا وقتی هستی آنقدر محو تماشا و در کنار تو بودن هستم که از گذر سریع لحظات غافل می شوم دوست دارم این لحظات کنار هم بودن را تا بی نهایت ادامه دهم... وقتی هستی همه چیز "تو" می شود و من سراپا چشم نمیدانی... نمیدانم.. هیچ کس نمی داند که چه قدر عاشقت هستم چه قدر برای کنار تو بودن پرپر میزنم چه قدر همیشه نگرانت هستم همیشه چشم به راهت هستم خدایا این عشق پاک را از ما مگیر هر روز بر این عشق فزونی بخش و آن را شعله ور تر کن
امروز دانشگاه چه خبر بود؟ - مدی و خوابالو
X
تبلیغات
زولا











































مدی و خوابالو

چه تو قصه چه حقیقت...یکی بود یکی نبود

سلام...

 

ایشا الله که هر جا هستید خوب باشید و پنچر نباشید... 

 

 

اول از همه بگم که خیلی خوشحالم که  

 

 

خوابالوی من مثل همیشه همه چیز رو فراموش کرد و دوباره باهام خوبی شد 

 

 

دوم  هم اینکه امروز فقط یه اتفاق جالب افتاد...اونم این بود که وسط کلاس مسعود و 

 

 سحر اومدن  

 

 

تو کلاس(همونا که گفته بودم تازه عقد کردن!بابا همکلاسیامون!)

 

دقیقا با همین حالت...  ما هم که بی جنبه...اینقدر نگاشون کردیم تا از لابلای صندلی ها رد  

 

 

شدن تا رفتند ته کلاس جفت هم نشستند...

 

 

فکر کن!سحر  موها بلوند کرده...ابروها کشیده بالا...

 

 وای من چقدر خاله زنکم... 

  

 

سحر جان عزیزم یه وقت گذرت به وبلاگ من افتاد من رو حلال کن...خدایی خوشگل  

 

شدی

 

 خلاصه واسه این دوستامونم آرزوی خوشبختی میکنم    

 

 

این شعرم به افتخار شما...عروس چقدر قشنگه ایشالله مبارکش باد... 

 

اینا هم  که شعر رو خوندن گروه خاکشناسین...نظامی و نجفی و بروبچز 

 

 

 

تا بعد...

نوشته شده در یکشنبه 12 مهر‌ماه سال 1388ساعت 07:10 ب.ظ توسط مدی نظرات (4)




قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت


کد آهنگ

کد موسیقی

کد ماوس